جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2038

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

انسانى است . بدون ترديد ، احساسات انسانى بر احساسات قومى مقدم است . قوميّت ، صفت جامعه‌اى است كه در زمين معينى وطن گزيده و با اقتصاد معينى زندگى مىكند و از لحاظ نفسانى به يك تاريخ ارتباط دارد ، و به يك زبان سخن مىگويد و داراى آرزوها و هدفهاى مشتركى است و با هنرهاى زيبا همچون شعر و ترانه و موسيقى و افسانه و داستان روابط خود را محكم‌تر مىكند ؛ زيرا كه اينها زاييدهء روح افراد است و به منظور تعبير ارزشهاى هنرى و احساسات درونى به وجود آمده‌اند . اگر كسى بگويد اقتصاد و روشهاى مختلف آن نيز در ميان اين عوامل ، در ساختار جامعه و وحدت قوميت ، عامل مهمى شمرده مىشود ، مبالغه نكرده است . با يك مطالعهء مختصر ، انسان درمىيابد كه طرفداران نظريهء نژادپرستى سخت به اشتباه رفته‌اند . اينان براى قوميتى كه از وحدت نژاد ، ناشى نشده باشد ، ارزشى قائل نيستند . در حالى كه قوميت از عناصرى پديد مىآيد كه عنصر نژاد ، در آنها هيچ تأثيرى ندارد . مردمى كه از بيست مليت مختلف باشند ، هرگاه در منطقه‌اى جمع شوند و به زناشويى و توليد نسل بپردازند . پس از چند نسل ، قوميت واحد و تازه‌اى تشكيل مىدهند كه زبان و زمين و اقتصاد و تاريخ و هدف آنها در محيط جديد ، مشترك خواهد بود . دليل ما ، قوم عرب است . مردم مصر و سوريه و لبنان و عراق ، نمىتوانند ثابت كنند كه همگى از يك اصل عربى به‌وجود آمده‌اند . اعراب ، اصلشان عربى ، كلدانى و آشورى ، فينيقى ، قبطى ، ايرانى ، رومى ، كردى ، يونانى و صليبى هستند . هيچ‌كس منكر اين حقايق نيست ، مگر اينكه اهل سفسطه و كژانديش باشد . با اين همه ، امروز